روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری
روش کیفی در علوم اجتماعی و علوم رفتاری(مرتضی منادی)(متن کامل)
چکیده :
!--روش کیفی یا تفسیری یا توصیفی یا ژرف نگر، با وجود قدمت تاریخی اش پس از سالها خاموشی، در این دو دهه در علوم اجتماعی و علوم رفتاری از اقبال خوبی بر خوردار بوده است. این روش، با فرضیة ساختارمند آغاز نشده، یعنی فرضیه آزمایی از اصول آن نمی باشد. نیز آزمایش تستی را دنبال نمی کند. قصد اجرای نظریه ای را نداشته، بلکه بعد از جمع آوری اطلاعات در تحلیل ها از نظریه ها استفاده می کند. اعداد در آن جایگاه ویژه ای نداشته، در حالیکه تفسیر و تحلیل عمیق داده ها نقش مهمی را ایفا می کند. در صورت خوب انجام یافتن می تواند به تبیین نظریه ای منتهی شود. --!رشته های مختلفی چون : روان شناسی، روانکاوی، روان شناسی اجتماعی، جامعه شناسی و انسان شناسی (یا مردم شناسی)، جولانگاه روش کیفی می باشند. مردم نگاری، مشاهده، پژوهش در عمل, زندگی نامه, مصاحبه و بررسی اسناد از ابزارهای رایج جمع آوری اطلاعات در روش های کیفی می باشند. هدف این مقاله معرفی روش های قابل اجرا و رایج دیدگاه کیفی می باشد.
واژگان کلیدی : روش پژوهش, روش کیفی, تفسیر, تحلیل محتوی, مردم نگاری.
مقدمه :
در حوزة پژوهش های علوم اجتماعی و علوم رفتاری (و البته در علوم انسانی دیگر)، با دو روش کمی و کیفی سر و کار داریم. روش کمی که به روش اکتشاف یا پوزیتیویستی معروف است, هدفش کشف حقیقت یا ماهیت انسان و جهان است. لذا, تلاش می کند تا راه حل مسائل را بر اساس تجربه و مشاهده بیاید. روش کیفی یا تحلیلی که معطوف به فهم رمز زبان بوده, در پی تحلیل مسائل می باشد. اخیرا روش سوم به نام روش انتقادی واقع گرائی در برخی از پژوهش های علوم انسانی نیز مرسوم شده است. (باقری, 1374)
اما, در اکثر پژوهش های علوم اجتماعی و علوم رفتاری, دو روش کمی و کیفی بیشتر رایج می باشند. هر یک از این دو روش به نظریه پردازی پرداخته و طرفدارانی داشته، در نتیجه سعی در بر حق شمردن روش خود را دارند. بعبارتی، بحث و گفتگو و جدل بین نظریه پردازان و طرفداران آنها بر قرار می باشد. از دلِ این چالش این سؤال بیرون می آید : کدامیک از این دو روش (کمی یا کیفی) بر هم مزیت و برتری دارد؟
نگارنده معتقد است که طرح این سؤال درست نبوده، چون نه می توان و نه درست است تا برتری یکی را بر دیگری مطرح و یا اثبات کرد. به نظر اینجانب هر دو روش دارای محسناتی بوده و یقینا ضعف هایی نیز دارند. ولی نکتة اساسی در این است که، اولا در مورد بعضی موضوعات یکی از این روشها بهتر پاسخگو می باشد و می تواند اطلاعات دقیقتر و بهتری را در مورد موضوع مورد مطالعه بیابد. ثانیا, در بعضی از جوامع یکی از روش ها بهتر و مفید تر می تواند عمل کند. ثالثا, مسئلة هزینة زمانی و مادی موضوع پژوهش، یکی از دو روش را بیشتر می طلبد. ولی در صورت وجود امکانات و توان پژوهشگر, در اکثر موضوعات این دو روش می توانند مکمل یکدیگر باشند.
هدف مقالة حاضر نقد روش کمی نبوده, بلکه تلاش می شود تا پس از معرفی مختصر ویژه گی های دیدگاه کیفی روش های رایج جمع آوری اطلاعات و پژوهش های انجام یافته در این دیدگاه مورد بررسی و معرفی قرار بگیرند.
دیدگاه کیفی :
دیدگاه یا روش کیفی یا پارادیم کیفی (هس و سووا, 1993 : 53) ) قدمتی تاریخی دارد. ولی شاید بدون شک در رویکرد جدید علمی و در حوزة علوم اجتماعی بتوان کارهای مارسل موس بنیانگذار مردم شناسی (یا انسان شناسی) را آغازگرِ اینگونه تفکر و روش دانست. موس در ابتدای قرن گذشته با نگارش کتاب “راهنمای مردم نگاری” سنگ بنای روش کیفی با شیوه های علمی امروز رایج را پایه ریزی کرد. (موس، 1992 : 14) وی در این کتاب به تفصیل روش های مشاهده، برای شناخت عناصری شامل : جمعیت شناسی، جغرافیای انسانی، فنون سازمان اجتماعی، همچنین شناخت ساختار فیزیکی جامعه شامل : تکنیک، زیبائی شناختی، اقتصاد، حقوق، مذهب، علم و پدیده های عمومی شامل : زبان، مقوله ها و پدیده های ملی، بین المللی و مطالعات آداب و هنجارهای جمعی را مورد بررسی قرار داد.
تا سالهای 1960 الی 1970، بیشترین تحقیقاتِ علوم اجتماعی و علوم رفتاری در کشور های غربی با روش کمی صورت می گرفت. برای مثال نزدیک به 90 در صد گزارشهای منتشر شده در مجلات جامعه شناسی آمریکا مبتنی بر تحقیق کمی و بررسی آماری بودند. (سیلورمن، 1379 : 1) اما, قریب به دو دهه است که روش کیفی در اکثر پژوهش ها در اروپا از استقبال بیشتری برخوردار شده است. این در حالی است که در این دو دهه, ما شاهد پیشرفت های بسیار زیادی درحوزة آمار و کامپیوتر نیز بوده ایم.
در مورد رویکرد کیفی سخن بسیار زیاد است، ولی تلاش می شود ابتدا نگاهی گذرا از منظر معرفت شناختی به این رویکرد کرده، سپس به صورت خلاصه روشهای رایج جمع آوری اطلاعات در دیدگاه کیفی را مورد بررسی قرار دهیم.
از منظر ‘معرفت شناسی‘، روش کمی و کیفی رویکرد متفاوتی ندارند. هر دو روش در بدنبال طرح سؤالی اساسی, در جستجوی شناخت جهان هستی و جهان واقعیت بوده و دیدگاه شناخت گرایانه و انسان گرایانه ای دارند. منتهی هر دو، اولا موضوع را به یک شکل نمی بینند، ثانیا آن را مشابه هم بررسی نمی کنند.
روش کمی سعی در علمی جلوه دادن این روش کرده و پا، جای پای روش های علوم طبیعی یا تجربی گذاشته و دیدگاه پوزیتیویستی، یا اثبات گرایانه، یا نورماتیو، یا قابل تجربه کردن را رونق داد. در این دیدگاه تلاش می شود تا به مثابه علوم طبیعی با شناخت و در نظر گرفتن متغیر ها و بعضا دستکاری آنها و یا تغییرات در بعضی از آنها و تاثیر متغیرها برهم, پاسخ های از قبل تعیین شده ای را بوجود بیاورند. طبیعتا فرضیه های ساختارمندی را نیز مطرح می کنند. به عبارتی، فرضیه آزمایی یکی از اهداف اصلی و عمدة روش کمی می باشد.
روش کیفی، یا ژرفنگر، یا ‘تحلیلی‘، یا توصیفی روشی است که بر یک دیدگاه فلسفی “تفسیرگرایانه” مبتنی است و توجه آن به چگونگی تفسیر، درک، تجربه و به وجود آمدن جهان اجتماعی معطوف است. در ضمن پژوهش کیفی بر آن گونه از روش های تحلیل و تبیین استوار است که در آنها به درک عمیق، پیچیده گی، جزئیات و بافت پدیده های مورد مطالعه تاکید می شود. (شریفی، 1380 : 270) در واقع از جهت مخالفت با روش های پوزیتیویستی روش کیفی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هدف پژوهش کیفی این است تا رویدادی را شرح دهد. (مارشال, 1377 : 57). غالبا پژوهش های کیفی بر اساس تجربه و مشاهدات مستقیم پژوهشگر آغاز می شود. یعنی حتما پژوهشگر قبلا با موضوع خود در محیط طبیعی برخورد داشته است. و در مواقعی پژوهشگر موردهایی را بصورت هدفمند پیرامون خود یافته و مورد مطالعة دقیق و عمیق قرار داده است. (ین, 1381) از این دست نمونه ها می توان به تک نگاری های جامعه شناس فرانسوی لوپلی پیرامون خانواده ها در فرانسه یاد کرد. (لوپلی, 1989)
در مورد ‘فرضیه‘ می بایستی این نکته را یادآور شویم، در این روش با وجود اینکه پژوهشگر قصد آزمون فرضیه ای را ندارد ولی, این امر بدان معنی نیست که، اولا پژوهشگر قبل از پژوهش نداند در پی جستجوی چه چیزی هست؟ ثانیا پژوهشگر هیچ حدس و گمانی پیرامون موضوع مورد پژوهش خود از قبل در ذهن نداشته باشد؟ فقط پژوهشگر فرضیه ای ساختارمند و از قبل تعیین شده ای را به شکل مرسوم روش کمی در ذهن نمی پروراند. به عبارتی, در مورد فرضیه انعطاف پذیری وجود دارد. به همین دلیل اطلاعات بدست آمده, نتایج پژوهش را هدایت و فرضیه ها را شکل می دهند. لذا, فرضیه آزمایی هدفِ روش کیفی نمی باشد.
در اثبات گرایی، پس از جمع آوری اطلاعات به روش شمارش و ‘ارقام‘، و تحلیل متغیرها، هدف اصلی آزمایش فرضیه ها و تعمیم و پیش بینی می باشد. در حالیکه در روش کیفی یا تفسیر گرایی پس از جمع آوری اطلاعات به روش هایی همچون مشاهده، پژوهشگر در صدد توصیف، روشن سازی و معرفی چگونگی وضع موجود بوده و بعضا به ایجاد فرضیه خواهد انجامید. (سیلورمن، 1379 : 193)
در ضمن, محدود نبودن در سطح یک یا دو متغییر, از دیگر ویژه گی های این روش می باشد. چون, غالبا در روش کمی به دنبال ‘رابطة همبستگی‘ بین چند متغیرِ محدود هستیم. در حالیکه, در رویکرد کیفی از سوئی تعداد متغیرها محدود نبوده, از سوی دیگر بدنبال رابطة همبستگی بین متغیرها نیز نمی باشیم. توصیف وضعیت موجود یک موضوع و دلایل وجودی آن از اهداف روش کیفی می باشد.
از نظر ‘انتخاب موضوع‘ نیز, قائدتا روش های کیفی بیشتر موضوع های قابل لمسِ ‘زندگی روزمره‘ را انتخاب کرده و در سطح خرد به صورت عمیق آن را مورد مطالعه قرار می دهند. از این جهت, روشهای کیفی در جامعه شناسی خرد و یا نظریه های کنش متقابل نمادی (مید, 1963) یا جامعه شناسی بالینی (لورو, 1981) کاربرد زیادی دارند. بنابراین, “اینجا و این لحظه” در زمان مورد مطالعه, پیرامون موضوع مورد بررسی از اهمیت ویژه ای در این روش بر خوردار می باشد. (هس و سوا, 1993) در نتیجه, از نکات مهم در روش کیفی توجه به ‘محیط موضوع‘ مورد تحقیق, بسیار اهمیت دارد. (مارشال, 1377).
همچنین, بدنبال اهمیت محیط, ‘درک معنی‘ استفاده شده توسط افراد در زمینه به اعتقاد گارفینکل (سیلورمن, 1379) یا تعریف موقعیت (مید, 1363) بر اساس تعریف شرکت کنندگان در آن موقعیت خاص, ملاک می باشد. به اعتقاد برجه و لوکمان (1986) دو جامعه شناس پدیدار شناخت, از سوئی واقعیت ها به صورت اجتماعی ساخته شده, و از سوی دیگر معنی آنها منحصر به شرکت کنندگان یک موقعیت می باشد. لذا, توجه دقیق به موقعیت های اجتماعی در این روش مد نظر می باشد. چون یک اندیشه یا گفتگو فقط در موقعیت طبیعی خود معنی پیدا می کند. (دو لوز، 1997 : 5) در این رابطه دو لوز می افزاید : در هر گروه اجتماعی کلمات، اصطلاحات، و رفتارهای مخصوصی وجود دارد که فقط اعضاء آن گروه آنها را می شناسند و انجام میدهند. فقط آن معنی ای درست است که خود مجریان می گویند و نه آنچه که ناظران می بینند و مطرح می کنند. لذا جهت شناخت افکار و رفتار یک گروه شناخت نظریات آن گروه ضروری و لازم است. روش شناسان مردم نگر معتقدند که رفتار آدمی مانند زبان در گفتگو شرکت می کند. در نتیجه هر دو عنصر همزمان می بایستی مورد مطالعه قرار بگیرد. (همان منبع : 23) بنابراین, جهت شناسایی این رفتارها و گفتگوها روش عمیق کیفی لازم و ضروری می باشد.
بدنبال نکتة مطرح شده, در روش کیفی توجه به معنی و مفاهیم و محیط های طبیعی (و نه مصنوعی ساخته شده توسط پژوهشگر) و تاکید بر اینکه واقعیت در بیرون از فرد وجود ندارد, بلکه در ذهن فرد وجود دارد. در نتیجه, از سوئی معنی و مفهوم افراد جامعه, از سوی دیگر این معانی در موقعیت های طبیعی که فرد در آن قرار دارد, برای پژوهشگر کیفی دارای اهمیت می باشد.
با توجه به اینکه در پژوهش کیفی، پژوهشگر قصد شناخت واقعیتی را دارد تا به توضیح، توصیف و تفسیر آن بپردازد. در نتیجه, قصد ‘اجرای نظریه‘ ای را در ذهن نمی پروراند. ولی بعد از جمع آوری اطلاعات، در تحلیل ها می توان از نظریه های موجود کمک گرفته و نتایج را تحلیل و تبیین کرد. در واقع, در روش کیفی از عمل یا واقعیت موجود موضوع, به سمت نظریه می روند. (لاپاساد، 1991 : 47) در نتیجه، پژوهش های کیفی در صورت خوب انجام یافتن، نسبت به روش کمی بیشتر می توانند به تبیین نظریه ای بیانجامد.
در صورتیکه پژوهشی کیفی به صورت دقیق در مقیاسی کوچک اطلاعاتی را یافته و سپس بتوان در مکان و زمان دیگری همان روش را تکرار کرد و در صورت یافتن پاسخ مشابه, امکان ‘تعمیم‘ نتایج میسر می شود. بدین ترتیب انتقاد تعمیم ناپذبری روش کیفی حل می شود. البته چون فنون جمع آوری اطلاعات و تحلیل های استنباطی کاری است شدنی ولی استعداد اندیشیدن پیرامون این داده ها نیاز به شناخت علمی، اطلاعات کافی پیرامون موضوع را طلب می کند. (کیوی و وان کامپنهود،1370 : 36) بنابراین, پژوهشگر روش کیفی می بایستی اولا شناخت نسبتا خوبی نسبت به موضوع داشته، ثانیا تسلط خوبی بر نظریه های موجود پیرامون آن موضوع داشته باشد.
در مورد ‘نمونه گیری‘، اگر نمونه های پژوهشی به صورت حتی هدفمند انتخاب بشوند, بطوری که معرِف واقعیت جامعة پژوهشی باشند و نمونه های منحصر به فرد نباشند، مسئلة تعمیم ناپذیری نتایج پژوهش کیفی نیز از این جهت منتفی خواهد شد.
نکتة دیگر در پژوهش های کیفی نقش ‘ارقام و اعداد‘ می باشد. بر خلاف وجود اعداد که در پژوهش های کمی از جایگاه خاصی برخوردار است و توضیح و تفسیر, از جایگاه ضعیف تری بر خوردار می باشد، در پژوهش های کیفی، اولا اعداد جایگاه مهمی را نداشته بر عکس توضیح و تفسیر و کلا نوشتن نقش بسیار مهمی را ایفا می کند. (بومارد،1990 : 23 و وانکراینت, 1990: 45) البته اینکه اعداد جایگاه خوبی ندارند، به این معنی نیست که اعداد هیچ نقشی ایفا نمی کنند، بلکه اصلِ اینگونه روش ها، بر اعداد متکی نمی باشد.
‘تحلیل محتوی‘ یکی دیگر از ویژه گی های مهم در روش کیفی می باشد. تحلیل محتوی، یعنی بررسی عمیق داده های جمع آوری شده که در تمامی علوم انسانی حتی در ادبیات نیز کاربرد داشته، می تواند رابطة متغیر ها و شبکة ارتباطات را نه در سطح بلکه در عمق مشاهده و بررسی بکند. (باردن، 1983 : 26) در این حالت، نکات مهمی را می بایستی در نظر گرفت یا مراحل مختلفی را می باید پیمود. اولا در نظرگرفتن تمامی ابعاد فضایی که اطلاعات در آن فضا جمع آوری شده است، در ثانی روشن کردن واژه ها و مفاهیم کاربردی توسط بازیگران آن موقعیت، و سپس رتبه بندی کردن آنها، ثالثا آشکار کردن بخش های پنهانی یک رابطه یا شبکة روابط موجود بین بازیگران و یا بخش های مختلف رفتارها و گفتارها، و در نهایت روشن کردن ناخودآگاه فردی یا جمعی در پی الفاظ و رفتارها. مجموعة انجام این مراحل در مورد داده های جمع آوری شده، تحلیل محتوی را بدنبال خواهد داشت. (هس, 1989) در این رابطه می توان برای مثال به تحلیل روانکاوی آثار هدایت توسط محمد صنعتی اشاره کرد. (صنعتی,1380)
بطور خلاصه می توان گفت که دیدگاه کیفی در صورت خوب انجام دادن علاوه بر مکمل بودن روش کمی می تواند یا قبل از روش کمی و یا بعد از آن در مورد موضوعی انجام پذیرد. تا بدین ترتیب هم صحت مطالب جمع آوری شده تایید شود و هم تحلیل عمیق دید کیفی کمک به شناسایی دقیق علل بوجودآمدن پدیده های اجتماعی یا رفتار های خاصی می کند. و در نهایت می تواند مانند پژوهش های ژان پیاژه در مورد کودکان به تبیین نظریه ای و نتایج جهان شمول بیانجامد.
لذا شناخت و آموزش دیدگاه کیفی به پژوهشگران و وجود پژوهشگران کیفی در کنار خیل عظیم پژوهشگران کمی در جامعة علمی ما می تواند منشاء اثر خوبی در امر پژوهشهای علوم اجتماعی و رفتاری بخصوص در امر آموزش و پرورش باشد.
اما در کنار نکات مثبت این روش, یکی از مشکلات و نکات منفی این روش دخالت احساس, اندیشه و عقاید پژوهشگر در موضوع مورد پژوهش می باشد. در مواقعی این عناصر مانع خوب دیدن, درست دیدن و درست تحلیل کردن می باشد. (لورو, 1988) حتی در مواقعی, پژوهشگر می تواند تحت تاثیر محیط قرار بگیرد. برای مثال, خانم ژان فاوره سادا در پی پژوهشی پیرامون سحر و جادو در یکی از کشورهای آفریقائی تحت تاثیر این اعمال به گفتة خود وی, نگاه خنثی یا ابژکتیو خود را در طول پژوهش از دست داد. (1985)
روش های جمع آوری اطلاعات :
برای درک بیشتر روش کیفی، بهتر است جایگاه آن را در عمل، یعنی هنگام انجام پژوهش, یا روش های جمع آوری اطلاعات مورد بررسی قرار داده و مشاهده کنیم. به زبان دیگر, نمادهای اجرایی روش های کیفی را در گذر از عمل می توان شناسایی و معرفی کرد.
از مزیت های مهم دیدگاه کیفی، در جمع آوری اطلاعات بسیار دقیق و نزدیک به واقعیت موضوع مورد مطالعه می باشد. در بعضی از موضوع ها مانند : نگرش ها، تفکرات، نظرات افراد پیرامون مسائل مختلف اجتماعی و رفتارهای انجام پذیر مانند روش تدریس، توسط پرسشنامه امکان دست یابی به واقعیت ها خیلی ضعیف است، چه اکثر افراد اولا، ممکن است واقعیت ها را کتمان کنند، ثانیا کلیشه ای جواب بدهند, ثالثا آرمان گرایانه پاسخ بدهند. در حالیکه در مصاحبه های عمیق و مشاهدات از نزدیک، امکان مشاهدة رفتار و شنیدن افکار در مواقع عادی و روزمره، یعنی جمع آوری اطلاعات دقیق بسیار زیاد می باشد. ابزارها و روش های جمع آوری اطلاعات که در روش های کیفی رایج است عبارتند از : مردم نگاری، مشاهده کردن، پژوهش در عمل, زندگی نامه, مصاحبه و بررسی اسناد.
مردم نگاری : لازم به ذکر است که مردم نگاری، هم به عنوان تکنیک جمع آوری اطلاعات (انواع مشاهده)، و هم به عنوان یک روش تحقیق (مجموعة نگرشی کیفی و تحلیلی نسبت به یک موضوع تحقیق خاص)، و هم به عنوان یک نظریه (مجموعة نظام خاصی که یک موضوع را در چهارچوب آن بتوان تحقیق کرد) مطرح می باشد. (موس, 1992 , وودز, 1990, و لاپلا نتین, 2000)
از نظر لغوی روش مردم نگاری یعنی توضیح و معرفی یک قبیله یا قوم، ولی از نظر روشی, یعنی روش تحقیق عملی و مطالعة زمینه ای, و مجموعة روش های گردآوری اطلاعات جهت توصیف یک فعالیت خاص اجتماعی و یا نوع زندگی دسته ای از افراد جامعه. (لاپلانتین, 2000) مردم نگاری با این اصل شروع می شود که هر گروه اجتماعی واقعیت خاص به خود را می سازد. برای شناخت آن می بایستی از درون مشاهده کرد, مطالعه نمود و شناخت. روش مردم نگاری، مشاهده گر شرکت کننده را ایجاب می کند که پژوهش گر در ضمن زندگی در محیط مورد مطالعه علاوه بر شنیده ها اعمال افراد و وسائل پیرامون آنها را نیز مورد مطالعة دقیق قرار بدهد. برای مثال, کاری که خانم مارتین سگالین در مطالعة پیرامون خانواده های کارگران انجام داد. در این پژوهش وسائل روزمرة زندگیشان مانند مبلمان به عنوان ارزش های خانواده گی مورد مطالعه قرار گرفته شد. (سگالین، 1987) ضمنا, مردم نگار در حین مطالعة رفتار و افکار به آثار مختلف مکتوب، وسائل زندگی، کار و فعالیت اجتماعی نیز توجه خاص دارد. هدف مردم نگار, شناخت و معرفی یک فعالیت یا نوع زندگی اجتماعی در موقعیت طبیعی و واقعی بدون دستکاری و تغییر می باشد. در واقع, مردم نگار مصاحبه هایی را انجام می دهد که از انعطاف زیادی برخوردار بوده, به مانند یک گفتگوی دوستانه می باشد. (لاپاساد، 1991 : 7) مردم نگار هیچ پیش فرض ساختارمند شده ای را در ذهن نداشته و در پی پاسخ به نظریه ای خاص نمی باشد. پیتر وودز مطالعه پیرامون روش تدریس معلمین و رفتار دانش آموزان را در نظام آموزشی انگلیس به صورت مردم نگاری انجام داده است. وی در پاسخ به دو سؤال اساسی : در نظام آموزش و پرورش انگلیس چه می گذرد؟ چرا این اعمال صورت می گیرد؟ نظام آموزش و پرورش انگلیس را مورد مطالعه قرار داده است. (وودز، 1990)
از کارهای خیلی خوب و در حوزة دیگر, می توان به زندگی چند سالة خانم ژان فاوره سادا که در میان قبیله ای آفریقایی زندگی کرد, تا جایگاه و روش های سِحر و جادو را از نزدیک در بین مردم این قبایل مورد مطالعه قرار دهد، یاد کرد. (ژان فاوره سادا، 1985)
گاهی پژوهشگر بر اساس علاقة شخصی خود گروهی را که در جامعه زندگی می کنند و جدای از جامعه نمی باشند, ولی بر اساس فعالیت خاص خود متمایز از بقیة افراد جامعه بوده, مورد مطالعه قرار می دهد. یکی از شاهکارهای معاصر این اندیشه و روش را می توان به پژوهش زمینه ای (مردم نگاری) هوارد بکر جامعه شناس برجسته و معاصر آمریکایی که در کتاب معروف وی بنام “حاشیه روها” به مراحل معتاد شدن گروهی از نوازندگان گروه های جاز می پردازد, اشاره کرد. وی حتی مدت کوتاهی به استفاده از ماری جووانا مشغول شد تا هم بهتر در گروه راه یافته و هم به تفکر آنها در ارتباط با مواد مخدر, بیشتر پی ببرد. (بکر، 1995)
استفاده از روش مردم نگاری در کارهای کلاسیک مانند : بوآس, مارگاریت مید, مالینوفسکی, لوپلی و غیره وجود دارد. (لاپلا نتین, 1991)
مشاهده : مشاهده به دو صورت شرکت کردن یا شرکت نکردن در گروهی یا در مکانی جهت شناخت فعالیت ها، آراء و افکار انسانها قابل استفاده در روش های کیفی می باشد. (پلتو, 1375)
زمانی که محقق بدون شرکت در فعالیتی، آن فعالیت را از نزدیک مشاهده می کند، مشاهده گر کامل می باشد. برای مثال برای شناخت تماشاچیان فیلم خاصی در سینما، مشاهده گر در مقابل درب های ورودی یا خروجی سینما قرار گرفته و بر اساس سیاهة مشاهده از قبل تعیین شده, در پی جمع آوری اطلاعات مورد نیاز خود می پردازد. بوردیو جامعه شناس معاصر فرانسوی بدینگونه بازدید کنندگان موزه ها را مورد مطالعه قرار داد. (بوردیو، 1966)
در صورتیکه مشاهده گر در فعالیتی مجبور باشد شرکت کند تا به تمام جزییات آن فعالیت و افکار حاکم بر آن فعالیت پی ببرد, مشاهده گر شرکت کننده می باشد. در این حالت فرد مجبور است مدتی در بین آن افراد مانند مردم نگار زندگی کند. بومارد در مورد چگونگی تصمیم گیری معلمین جهت راهنمایی تحصیلی دانش اموزان دبیرستانی، بر اساسِ پرونده های تحصیلی آنها مدتی را به صورت معلم در استخدام دبیرستانی در آمد تا از نزدیک چگونگی تصمیم گیری معلمین و تاثیر آن بر آیندة دانش آموزان را مشاهده بکند. (بومارد، 1982)
لاپاساد این دو نوع مشاهده گر را به سه نوع مشاهده گر تقسیم می کند. مشاهده گر فعال (پژوهشگر نقشی را در گروه داشته و فعالیتی دارد), مشاهده گر حاشیه ای (پژوهشگر کاملا در فعالیت جاری دخالت نمی کند و در جمع حضور دارد), مشاهده گر کامل (پژوهشگر فقط به تماشای فعالیتی مشغول می باشد بدون اینکه فعالیتی داشته باشد). (1991)
پژوهش درعمل : اولین کارهای پژوهش در عمل توسط کورت لووین جهت تغییر در نگرش ها و رفتار های افراد در بعضی کارها و فعالیت های گروهی اجتماعی صورت گرفت. طبق نظر لووین، پژوهشگر ابتدا می بایستی وضعیت موجود را دقیقا بشناسد و سپس در مرحلة دوم مشغول به اجرای طرح های پیشنهادی خود جهت تغییرات مورد نظر بکند.
پژوهش در عمل به دو صورت امکان پذیر می شود. پژوهش در عمل خارجی، یعنی زمانیکه پژوهشگری یا بنا به دعوت گروهی و یا از روی علاقه, وارد گروهی می شود و شروع به مطالعة وضعیت موجود و سپس تغییرات در آن گروه می کند. رمی هس به کمک یک گروه چند نفره از متخصصین رشته های مختلف : جامعه شناس, روانشناس, اقتصاددان, و به سرپرستی خود وی, به دعوت یکی از سازمانهای مربوطه به سازمان ملل متحد وارد این سازمان می شود. در این سازمان سعی در شناخت علل عدم موفقیت سازمان بر اساس برنامه های از قبل تعیین شده, می پردازد. (هس, 1978) مطالعة دقیق پیرامون دانشگاه مونترآل کانادا به دعوت این دانشگاه توسط ژرژ لاپاساد (به همراهی یک اکیپ هفت نفره) در مدت شش ماه (لاپاساد، 1971) و نیز مطالعة مشترک لاپاساد و لورو، پیرامون حوزه های علمیة کلیسای فرانسه، از کارهای بنام در این روش می باشند. (لاپاساد و لورو، 1996)
پژوهش در عمل داخلی، زمانیکه یکی از اعضاء درون گروه یا خود مایل باشد یا توسط مدیر و یا مسؤلان گروه مامور به مطالعه پیرامون فعالیت گروه بشود, می باشد. (لاپاساد، 1989 : 15 و 17) بعد از جمع آوری اطلاعات و شناخت وضعیت موجود فعالیت هایی جهت تغییر در گروه را آغاز می کند. مطالعه پاتریک ویل در مورد مشکلات درون سازمانی وزارت نیرو در فرانسه از این روش پیروی کرده است. (ویل, 1990)
نکتة قابل تعمق در این سه روش یا ابزار جمع آوری اطلاعات، (مردم نگاری, مشاهده و پژوهش در عمل) رابطة مستقیم و تنگاتنگ و مدت دار پژوهشگر با موضوع تحقیق خویش می باشد. در این صورت امکان جمع آوری اطلاعات دقیق میسر می شود. این نکته از ویژه گی های مهم روش کیفی نیز می باشد. (هس و سووآ، : 1993 : 61)
زندگی نامه یا تاریخچة زندگی : یکی از روش های جمع آوری اطلاعات در رویکرد کیفی زندگی نامه یا تاریخچة زندگی می باشد، (دلوری مومبرجه،2000) که اخیرا در تحقیقات مختلف علوم اجتماعی و علوم رفتاری مورد استقبال زیادی قرار گرفته است.
در این روش پژوهشگر با شنیدن بخش های مختلف زندگی فردی، می تواند علاوه بر شناخت افکار، اندیشه، آراء، آرزوهای وی، هم متوجه وضعیت موجود وی و هم وضعیت فکری فرهنگی گذشتة وی شده، هم مسیر فرهنگی زندگی وی را در طول زندگی بیابد. پس از جمع آوری تعداد زیادی از تاریخچة زندگی های افراد متفاوت می توان هم وضعیت فرهنگی فعلی جامعه ای را شناسایی کرده, هم گذشتة فرهنگی آن جامعه را شناخته و هم تغییرات فرهنگی جامعه را در طول زمانی خاص متوجه بشوند. این روش در حوزة روانکاوی استفادة زیادی داشته ولی امروزه در علوم اجتماعی و علوم رفتاری نیز جای خود را یافته است. (لاپاساد, 2000)
روانکاوی اعم از فرویدیسم یا پست فرویدیسم نیز به اتکاء مطالعات بالینی فردی در مدت طولانی و مراجعه به متغیرهای گوناگون و یا ابعاد مختلف وجود انسان بصورت کیفی و عمیق از طریق شنیدن زندگی نامه, سعی در شناختِ چگونگی ساختنِ ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه انسان در طول زندگی کرده و با این روش انسان را بصورت عمیق مورد مطالعه قرار داده است. (فروید،1997)
مصاحبه : در تعداد زیادی از کتابهای روش تحقیق، از مصاحبه نیز به عنوان یک ابزار مستقل در جمع آوری اطلاعات در دیدگاه کیفی نام برده می شود. ( سرمد ودیگران,1376 و کرلینجر,1374) ماهیت مصاحبه بدین صورت است که پژوهشگر گفتگوی شفاهی و رو در رو با فرد یا افراد مورد مطالعة خود نیز دارد. مصاحبه کننده مصاحبه های خود را یا در حین گفتگو ضبط می کند یا همزمان یادداشت بر می دارد و یا پس از انجام مصاحبه، مطالب اصلی را یادداشت می کند.
از ویژه گی های مصاحبه نسبت به پرسشنامه انعطاف پذیری پرسش های پژوهشگر و تغییر پرسش ها جهت کسب اطلاعات بیشتر در حین مصاحبه می باشد.
بررسی اسناد : اسناد موجود در مورد یک موضوع خاص چه تاریخی و چه زمان معاصر, از روش های جمع آوری اطلاعات در روش کیفی می باشد. اسناد را ابتدا می بایستی طبقه بندی کرده و سپس به مطالعه و بررسی آنها پرداخت. اسناد براساس اهمیت و گستردگیشان به درجات 1 و 2 و 3 و غیره تقسیم می شوند. هر چقدر پژوهشی به اسناد درجه یک, بیشتر دسترسی داشته باشد, کیفیت تحلیل ها دقیق تر و بهتر خواهد بود.
پلزانس در پژوهشی پیرامون روند حرکت مهد کودک و پیش دبستانی در فرانسه و تاثیر آنها در آموزش دانش آموزان انجام داده است. بدین منظور, وی به مطالعه و بررسی آئین نامه ها, بخشنامه ها و نامه های ارسالی به این مراکز و برنامه ریزی های آنها در طی سالهای 1945 الی 1980 توجه داشته است. (پلزانس, 1986)
روشهای کیفی غالبا در رشته ها و نظریه هایی کاربرد داشته است که هدف، شناخت عمیق و دقیق تر موضوع، مقوله یا پدیده های اجتماعی یا رفتاری اجتماعی بوده است. در واقع, در گذر از کاربرد روش کیفی می توان پی به ویژه گی ها و اهمیت آن نیز برد.
کلا می توان گفت که روش کیفی دیدی خرد و عمیق ولی قابل استفاده و تعمیم در سطح کلان دارد. روش کیفی هم در رشته های روانشناسی، روانکاوی، روانشناسی اجتماعی، جامعه شناسی و انسان شناسی اجرا شده است، هم در تعدادی از نظریه های خرد : مانند کنش متقابل نمادی، پدیدار شناسی، روش شناسی مردم نگر اجرا شده، که علیرغم دیدی خرد ولی عمیق قابل استفاده و تعمیم در سطح کلان نیز می باشد.
نتیجه گیری :
به عنوان نتیجة بحث و مشخص کردن ویژه گی های روش کیفی، اشاره ای به دستاوردهای روشهای پژوهش های موجود در ایران می کنیم. نگاهی گذرا به تعدادی از پژوهش های انجام شده در ایران اعم از رساله های فوق لیسانس، دکتری و پژوهش های دیگر، چند نکته قابل طرح می باشد.
اولا اکثرا یا قصد اجرای نظریه ای را داشته و یا تستی را آزمایش می کنند و فرضیه آزمایی را در پیش می گیرند.
ثانیا غالبا موضوعات و مسائل قابل لمس و کاربردی را کمتر در نظر داشته، و موضوعات انتزاعی را با دیدی کلان در سطح تاثیر متغیرها در نظر می گیرند.
ثالثا اکثرا به صورت کمی، اطلاعات نسبتا خوبی را جمع آوری کرده اند, ولی تحلیلی عمیق در مورد اطلاعات بدست آمده صورت نگرفته است، چون تفکر کیفی بر پژوهش ها وجود ندارد. هدف پژوهش فقط جمع آوری اطلاعات نیست، بلکه تحلیل اطلاعات جمع آوری شده ملاک اصلی می باشد. کاری که در اکثر پژوهش های کمی صورت نمی گیرد. غالبا مواد خام بسیار زیادی با توضیح مختصر معرفی می شوند. در حالیکه اگر این مواد خام عرضه شده مورد تحلیل عمیق و کیفی قرار بگیرند اولا، شناخت بیشتر و بهتری نسبت به موضوع را نشان می دهد. در ثانی علت های بروز آن معلول ها بهتر شناسایی می شوند. در پایان امکان معرفی پیشنهادهای عملی و واقعی و قابل اجرا جهت دست اندرکاران و مسؤلین مربوطه بهتر میسر خواهد شد. البته این امر, کمتر ضعف روش کمی را می رساند و بیشتر کاربرد نا مطلوب و یا بعضا ناقص این روش را مطرح می کند. ولی کلا ساختار روش های کمی تحلیل های عمیق را زیاد طلب نمی کند, بلکه دادن آمارها و رابطه های معنی دار بین متغیرها ملاک می باشد.
در پژوهش های کیفی اکثرا پژوهشگران موضوعات قابل لمس بخصوص در زندگی روزمره را انتخاب می کنند. همچنین نگاه ژرف آنها به شناخت موضوع اجازه می دهد که اولا علت های اصلی وجود پدیده ها، واقعه ها و رفتارهای اجتماعی را شناسایی کرده، ثانیا در پیشنهادها بصورت تحلیل های کمی دست به نسخه نویسی نزده بلکه در صورت داشتن راه حل و پیشنهاد، راه های منطقی, توجه به جزییاتِ موضوع و قابل اجرا بودن با در نظر گرفتن امکانات اجراکنندگان و جامعه داده می شود. نگاهی گذرا به تمام پژوهش های کمی بیانگر این مطلب است که بدون استثناء بصورت نسخه نویسی پیشنهادهای سطحی و بسیار زیادی را در ارتباط با موضوع پژوهش به جامعة پژوهشی و افراد مورد پژوهش و مسئولین مربوطه ارائه می کنند که به لحاظ سطحی بودن بیشتر حالت شعارگونه را دارد تا امکان عملی بودن آنها. بنابراین, نتایج پژوهش های کمی کمتر توانسته است گره گشای مشکلات جامعة ما باشند و بیشتر در سطح طرح مسئله باقی مانده اند.
دیدگاه کیفی قادر است در کنار روش های کمی به ما کمک کند تا جامعه را بهتر شناخته, دلایل وجودی ویژه گی های مختلف جامعه (اعم از مثبت و یا منفی) را بهتر شناسائی کرده, و در حل مشکلات موجود موفق تر بوده و ارائة راه حل های قابل اجرا جهت پیشرفت جامعه قدم های مستحکم تری را بر داریم.
فهرست منابع
منابع فارسی :
- باقری خسرو, (1375), دیدگاه های جدید در فلسفه تعلیم و تربیت. انتخاب و ترجمه. انتشارات نقش هستی.
- پلتو پرتی ژ., (1375) روش تحقیق در انسان شناسی. ترجمه : محست ثلاثی. انتشارات علمی.
- سرمد زهره, عباس بازرگان و الهه حجازی, (1376) روش های تحقیق در علوم رفتاری. انتشارات آگاه.
- سیلورمن دیوید، (1379) روش تحقیق کیفی در جامعه شناسی. ترجمه: محسن ثلاثی. مؤسسة فرهنگی انتشاراتی تبیان.
- شریفی حسن پاشا و نسترن شریفی، (1380) روش های تحقیق در علوم رفتاری، انتشارات سخن.
- صنعتی محمد, (1380) صادق هدایت و هراس از مرگ, ساخت شکنی روان تحلیلگرانه بوف کور. نشر مرکز
- کرلینجر فرد آن, (1374) مبانی پژوهش در علوم رفتاری. مترجمان : دکتر حسن پاشا شریفی و دکتر جعفر نجفی زند. موسسه انتشارات آوای نور.
- کیوی ریمون و وان کامپنهود لوک، (1370) روش تحقیق در علوم اجتماعی، ترجمة عبدالحسین نیک گهر، فرهنگ معاصر.
- مارشال کاترین و گرچن ب. راس من, (1377) روش تحقیق کیفی. مترجمان : دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی. دفتر پژوهش های فرهنگی. تهران.
- ین رابرت ک., (1381) تحقیق موردی. ترجمه : دکتر علی پارسائیان و دکتر سید محمد اعرابی. دفتر پژوهش های فرهنگی. تهران.