زیبا
به قلم مي گويم :
- اي همزاد
اي همراه
اي هم سرنوشت
هردومان حيران بازي هاي دورانهاي زشت
شعرهايم را نوشتي
دست خوش ،
اشک هايم را کجا خواهي نوشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واسه ی دل شکستم تو یه مرهمی می دونم عشق
بال پرواز منی تو عشق ُ تو نگات می خونم ؛
نمی خوام دلت رو حتّی لحظه ای شکسته باشم
اگه چشمات گریه کردن بهتره زنده نباشم ؛
توی قصّه اگه حتی قراره یکی بمیره
تن تو همیشه سالم عاشقت برات بمیره ؛
فکر یک لحظه نبودت جونم ُ ازم می گیره
این همیشه یک سواله "کی واست جز من می میره؟"
توی روزای نبودت همیشه یاد چشاتم
برقش از یادم نمیره تو می دونی من فداتم ؟
گفته بودم اگه یک روز قفسی برات نبودش
هم نفس میشیم غریبه تو بدون ؛ مرد و قولش ؛
تو غریبه بودی اون روز برای این قلب تنها
می شکنیم قفس رو حالا می رسیم به اوج رویا ...
خداحافظ..همین حالا ...
خداحافظ به شرطی که، بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که، منو از چشم تو میدید؛
اگه گفتم خداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده ست
نه اینکه میشه باور کرد، دوباره آخر جاده ست؛
خداحافظ واسه اینکه، نبندی دل به رویاها
بدونی با تو و بی تو، همینه رسم این دنیا

گریه من ..
گره
love
love
If love is something more than a mere touch
And it is that
A drop ofdew can sometimes
Be enough, suddenly trickling down on to your hand
From a flower petal
Your head suddenly spins
As if you're thirsty lips had gulped
Some heavy wine
If love is a labyrinth
Full of glittering mirrors
And it is that
Id crossed its threshold
And entered
And from the bewitching glitter of mirrors
I haven’t found the way out
To this day
اگر عشق چيزيست فراتر ازتماسي ساده،
كه هست،
گاه بس است چكيدن ناگاه شبنمي بردستت
ازبرگ گلي ناگاه سرت گيج ميرود
گويي رطل گراني زده اي
با جاني عطشناك
اگر عشق هزار تويي ست
پُر از آيينه هاي تابنده،
كه هست
من گام بر آستانش نهاده و داخل شده ام
وتا امروز مسحور نور آيينه هاي آن
راه خروج را نيافته ام. 
.....
که از آنچه مانده هنوز میشود کلبه ای ساخت بی دیوار
هر چند من و تو ساید تا هیچ کجای بودنمان
شب نشین شعر و نان شراب زدهای این کلبه نباشیم
اما خیال دغدغه های گاه و بیگاهمان راحت
که فردا سهم قصه های شیرین و غصه های تلخ ترانه ی ما
تعبیر دلشوره های بی دلیل دیگران خواهد بود

واسه ی دل شکستم تو یه مرهمی می دونم
بال پرواز منی تو عشق ُ تو نگات می خونم ؛
نمی خوام دلت رو حتّی لحظه ای شکسته باشم
اگه چشمات گریه کردن بهتره زنده نباشم ؛
توی قصّه اگه حتی قراره یکی بمیره
تن تو همیشه سالم عاشقت برات بمیره ؛
فکر یک لحظه نبودت جونم ُ ازم می گیره
این همیشه یک سواله "کی واست جز من می میره؟"
توی روزای نبودت همیشه یاد چشاتم
برقش از یادم نمیره تو می دونی من فداتم ؟
گفته بودم اگه یک روز قفسی برات نبودش
هم نفس میشیم غریبه تو بدون ؛ مرد و قولش ؛
تو غریبه بودی اون روز برای این قلب تنها
می شکنیم قفس رو حالا می رسیم به اوج رویا ...
دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی... 


