| عاشقانه خواهم رویید | ||
|
دلم را به باغ
به خاک به آسمان و به بارانی که نم نم می بارد هدیه خواهم داد بی ریا ترین گل عشق به نام من خواهد رویید فردایی خواهم ساخت با تمام رنگها پر از تلالو حقیقت عاشقانه خواهم رویید و پیوند خواهم خورد به ابدیت خورشید آسمان مال منست زندگی مال من است اگر از خاک کمی فاصله گیرم و به خورشید رسم شدنیست شدنیست آفتاب | ||
| من یک زنم/ یک زن | ||
|
رویا هایم چیدینیست
ا ما نه با دستهای زرد خزان
قصه هایم نوشیدنیست
اما نه با لبهای نا کسان ناگفته هایم گوش دادنیست
اما نه توسط خسان باورکن
باورکن
من هستم
جنسی که همیشه تورا خواهد ساخت
توناگفته هایم را نشنیده ای
من تاریکی نیستم
فلق با من
خورشید را به زایش نشسته است
غارنشین بوده ایم
امروز؟
مریخ را جستجو می کنیم
بی من
تو آنجا به چکار آیی
یک خواهش !!
خیلی ساده
تو اگر طلوع را فتح کنی
تو اگر هستی را رقم زنی
بی من هرگز
بی من هرگز می توانی؟
من یک زنم
(آفتاب) | ||
| سفر خاک تا آفتاب | ||
|
بیهوده نیست!
عبور خاک غربال شده ذره ذره با حوصله ای ستودنی از روزنه به سوی آفتاب گاهی بدون خویشتن گامی بزن چونان غبار به سوی آفتاب شاید ندانی آفتاب همیشه چشم انتظار توست
آفتاب
| ||